Untitled Document
 
 
 
  2026 Apr 07

----

19/10/1447

----

18 فروردين 1405

 

تبلیغات

حدیث

 

يعلي بن مره مي‌گويد: حسن و حسين به سمت رسول‌خدا صلی الله علیه و آله و سلم با يكديگر مسابقه مي‌دادند؛ يكي از آنها زودتر از ديگري به آن حضرت صلی الله علیه و آله و سلم  رسيد. رسول‌خدا صلی الله علیه و آله و سلم دست مباركش را به گردن او انداخت و او را در آغوش گرفت و يكايك آنها را بوسيد و سپس فرمود: (إنّي أحبّهما فأحبّوهما. أيّها الناس، الولد مبخلة مجبنة) يعني: «من، اين دو را دوست دارم؛ شما نيز آنها را دوست بداريد. اي مردم! فرزند، مايه‌ي بخل و ترس والدين است».
  مسند احمد (4/172)؛ سنن ابن ماجه، شماره‌ي3666؛ بوصيري در الزوائد گفته است: سندش، صحيح است و راويان آن، ثقه مي‌باشند؛ نگا: سير أعلام النبلاء (3/255).

 معرفی سایت

نوار اسلام
اسلام- پرسش و پاسخ
«مهتدين» (هدايت يافتگان)
اخبار جهان اسلام
تاریخ اسلام
کتابخانه آنلاین عقیده
سایت اسلام تکس - پاسخ به شبهات دینی
خانواده خوشبخت
شبکه جهانی نور
سایت خبری تحلیلی اهل سنت
بیداری اسلامی
صدای اسلام

 

 

 

  سخن سایت

قال ابن الجوزي ( تلبيس إبليس: 447) ‏عن يحيى بن معاذ يقول: «اجتنب صحبة ثلاثة أصناف من الناس العلماء الغافلين والفقراء المداهنين والمتصوفة الجاهلين».
امام ابن جوزی در کتاب "تلبیس ابلیس" آورده: از يحيي بن معاذ نقل است كه فرمود: «از صحبت سه گروه بپرهيزيد: عالمان غافل، فقيران تملق گو و صوفیان جاهل».

لیست الفبایی     
               
چ ج ث ت پ ب ا آ
س ژ ز ر ذ د خ ح
ف غ ع ظ ط ض ص ش
ه و ن م ل گ ک ق
ی
   نمایش مقالات

تاریخ اسلام>اشخاص>مصعب بن عمیر رضی الله عنه > اسلام آوردن وی

شماره مقاله : 1561              تعداد مشاهده : 377             تاریخ افزودن مقاله : 11/2/1389

مصعب بن عمیر  رضي الله عنه
مصعب بن عمیر با وجود اینکه مرفه‌ترین جوان مکه بود و زیباترین لباسها را می‌پوشید و پدر و مادرش او را بسیار گرامی داشتند و مادرش از ارث فراوانی برخوردار بود، بیش از همۀ جوانان مکه عطر و مواد خوشبوکننده استفاده می‌نمود و کفشهای مخصوص می‌پوشید[1]. امّا با شنیدن بعثت پیامبر اکرم  صلي الله عليه و سلم  و دعوت او در خانه ارقم بن ابی ارقم نزد پیامبر اکرم  صلي الله عليه و سلم  آمد و اسلام را پذیرفت.
مصعب بن عمیر از خانه ارقم بن ابی ارقم در حالی بیرون شد که اسلام آوردن خود را از ترس مادر و خویشاوندانش پنهان می‌داشت. از آن پس به صورت پنهانی، نزد پیامبر اکرم  صلي الله عليه و سلم  رفت و آمد می‌کرد تا اینکه عثمان بن ابی طلحه[2] او را در حال نماز خواندن مشاهده نمود. عثمان، جریان را به مادر و بستگانش گفت. آنها او را گرفتند و زندانی کردند و تا هجرت اول به سرزمین حبشه زندانی بود.[3]
سعد بن ابی وقاص رضي الله عنه   می‌گوید: او را دیدم که در اسلام دچار رنج و مشقت شدیدی شده بود؛ پوستش خشکیده بوده و چون پوست مار از تنش جدا می‌شد.
پیامبر خدا هر گاه از او یاد می‌کرد می‌گفت: «هیچ کس را در مکه ندیدم که زلفهای زیباتر و لباس شیک‌تری از مصعب داشته باشد و از او مرفه‌تر باشد.»[4] مصعب با همۀ مشکلات و مصیبتهایی که با آن مواجه شده و قوای جسمی او تحلیل رفته بود، از خوبیها و فضل و جهاد در راه خدا که اصحاب و یاران پیامبر اکرم صلي الله عليه و سلم   به آن همت گمارده بوند، باز نماند تا اینکه فضل الهی شامل حال او شد و در جنگ احد به شهادت رسید.[5]
مصعب بن عمیر الگو و نمونه‌ایست از جوانان مرفهی که در دامان اسلام تربیت یافته‌اند؛ نمونه‌ای است برای فرزندان قشر ثروتمند و مرفه که در ناز و نعمت بزرگ شده‌اند؛ نمونه‌ایست برای فرزندانی که در قصرهای مجلل و در میان ثروت و مقام رشد کرده‌اند و نمونه‌ای است برای افرادی که همواره به خود می‌بالند و در شیک‌پوشی نهایت تلاش خود را مبذول می‌دارند و همواره به دنبال مظاهر زندگی هستند و درجستجوی هر نوع تغییراند.
مصعب بن عمیر بعد از اینکه اسلام آورد، روحی قوی و نیرومند داشت؛ دیگر ضعف و تنبلی در وجود او راهی نداشت و نفس و لذتها بر او چیره نمی‌شدند.[6]
از روزی که مصعب به دین جدید پیوست و با پیامبر بیعت نمود، تمام راحتیها، لذتها و خوشگذرانیها را ترک نمود؛ چرا که می‌بایست او از مسیر مشکلات و فجایع عبور می‌کرد تا از نظر ایمان و یقین استوار و محکم می‌گردید. مصعب از خطرها، فقر، شکنجه‌ها هجرت و جهاد در راه خدا با خشنودی و آرامش خاطر استقبال کرد.[7]


الگوی هدایت (تحلیل وقایع زندگی پیامبر اکرم)، جلد اول، مؤلف : علی محمّد صلّابی، مترجم : هیئت علمی انتشارات حرمین.


[1]- الطبقات الکبری، ج 3، ص 116.
[2]- سیر اعلام النبلاء، ذهبی، ج 3، ص 10-12.
[3]- محنة المسلمین فی العهد المکی، ص 107.
[4]- الطبقات الکبری، ج 3، ص 116.
[5]- محنة المسلمین فی العهد المکی، ص 108.
[6]- مصعب بن عمیر الداعیه المجاهد، محمد بریغش، ص 105.
[7]- همان، ص 105-107.





 
بازگشت به ابتدای صفحه     بازگشت به نتایج قبل                       چاپ این مقاله      ارسال مقاله به دوستان

اقوال بزرگان     

قال ميمون بن مهران: «إن العبد إذا أذنب ذنباً نكت في قلبه بذلك الذنب نكتة سوداء، فإن تاب محيت من قلبه فترى قلب المؤمن مجلي مثل المرآة، ما يأتيه الشيطان من ناحية إلا أبصره، وأما الذي يتتابع في الذنوب فإنه كلما أذنب ذنباً نكت في قلبه نكتة سوداء، فلا يزال ينكت في قلبه حتى يسود قلبه، ولا يبصر الشيطان من حيث يأتيه»."حلية الأولياء وطبقات الأصفياء" حافظ أبو نعيم اصفهاني. میمون بن مهران فرمود: «هرگاه بنده ای گناهی را مرتکب شود نقطه ی سیاهی بر قلبش پدیدار می شود، ولی هرگاه توبه کرد آن نقطه سیاه از قلبش پاک می شود، پس قلب مؤمن مانند آینه روشن است، و شیطان (برای فریفتن او) جز با زیر نظر گرفتن وی (و حیله) سراغش نمی آید. اما آنکس که مدام در حال گناه است با هر گناهی که انجام می دهد نقطه ی سیاهی بر قلبش پدیدار می شود تا آنکه قلبش کاملا سیاه می گردد، و شیطان هرگاه سراغش برود نیازی به فریب و زیر نظر گرفتنش ندارد».

تبلیغات

 

منوی اصلی

  صفحه ی اصلی  
 جستجو  
  روز شمار وقايع
  عضویت در خبرنامه  
پیشنهادات وانتقادات  
همكارى با سايت  
ارتباط با ما  
 درباره ی ما  
 

تبیلغات

آمار

خلاصه آمار بازدیدها

امروز : 16252
دیروز : 5907
بازدید کل: 16532036

تعداد کل اعضا : 608

تعداد کل مقالات : 11123

ساعت

نظر سنجی

كداميك از كانال‌هاى اهل سنت فارسى را بيشتر مي‌پسنديد؟

كانال فارسى نور

كانال فارسى كلمه

كانال فارسى وصال

نمایش نتــایج
نتــایج قبل
 
.محفوظ است islamwebpedia.com تمامی حقوق برای سایت
All Rights Reserved © 2009-2010